خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

49

نهج البلاغة ( فارسي )

برترى مىجويند و نه فساد مىكنند و سرانجام نيكو از آن پرهيزگاران است » ( 1 ) . آرى ، به خدا سوگند كه شنيده بودند و دريافته بودند ، ولى دنيا در نظرشان آراسته جلوه مىكرد و زر و زيورهاى آن فريبشان داده بود . بدانيد . سوگند به كسى كه دانه را شكافته و جانداران را آفريده ، كه اگر انبوه آن جماعت نمىبود ، يا گرد آمدن ياران حجت را بر من تمام نمىكرد و خدا از عالمان پيمان نگرفته بود كه در برابر شكمبارگى ستمكاران و گرسنگى ستمكشان خاموشى نگزينند ، افسارش را بر گردنش مىافكندم و رهايش مىكردم و در پايان با آن همان مىكردم كه در آغاز كرده بودم . و مىديديد كه دنياى شما در نزد من از عطسه ماده بزى هم كم ارجتر است . چون سخنش به اينجا رسيد ، مردى از مردم » سواد « عراق برخاست و نامه اى به او داد . على ( ع ) در آن نامه نگريست . چون از خواندن فراغت يافت ، ابن عباس گفت : يا امير المؤمنين چه شود اگر گفتار خود را از آنجا كه رسيده بودى پى مىگرفتى . فرمود : هيهات ابن عباس ، اشتر خشمگين را آن پارهء گوشت از دهان جوشيدن گرفت و سپس ، به جاى خود بازگشت . ( 2 ) ابن عباس گويد ، كه هرگز بر سخنى دريغى چنين نخورده بودم كه بر اين سخن كه امير المؤمنين نتوانست در سخن خود به آنجا رسد كه آهنگ آن كرده بود . معنى سخن امام كه مىفرمايد : « كراكب الصعبة إن اشنق لها خرم و ان اسلس لها تقحّم » اين است ، كه اگر سوار ، مهار شتر را بكشد و اشتر سر بر تابد بينىاش پاره شود و اگر با وجود سركشى مهارش را سست كند ، سرپيچى كند و سوارش نتواند كه در ضبطش آورد . مىگويند : « اشنق الناقة » زمانى كه سرش را كه در مهار است بكشد و بالا گيرد . « شنقها » نيز به همين معنى است و ابن سكيت صاحب اصلاح المنطق چنين گويد . و گفت « اشنق لها » و نگفت : « اشنقها » تا در برابر جمله « اسلس لها » قرار گيرد گويى ، امام ( عليه السلام ) مىفرمايد : اگر سر را بالا نگه دارد او را به همان حال وامىگذارد . و در حديث آمده است كه رسول ( صلى اللَّه عليه و آله ) سوار بر ناقهء خود براى مردم سخن مىگفت و مهار ناقه را باز

--> ( 1 ) . سورهء 28 ، آيهء 83 . ( 2 ) . به عبارت ديگر آتشى بود كه زبانه كشيد ، سپس ، فروكش كرد .